تبلیغات
گذر از بیکرانگی حدود

پذیرش تغییر وضعیت در زندگی و حفظ نشاط در هر حالت از واجبات دوام در این دنیاست.

کمی صحبت پیرامون نام وبلاگ

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:سه شنبه 14 بهمن 1393-04:30 ب.ظ

گذر از بیکرانگی حدود
با سلام
هدف از نامگذاری وبلاگ به این نام ، پرداختن به مقوله حدود و مرزهای موجود در زندگی فردی است که گاه این حد و مرزها لازم و گاه نیز در قیدشان بودن ، آزادی را از انسان سلب می نماید.
مهم این است که تشخیص دهیم کجا و در چه موردی رعایت این حدود ، منجر به رشد ما شده و کجا و در چه موردی باعث رکود و رخوت و سد شدن پیشرفت می گردد. 
در مورد اول قطعا عقل سلیم خواهان این مرزبندیها بوده و قطعا برای سلامت زندگی باید به این حدود پایبند بود.
و اما در مورد دوم که قیود باعث بسته شدن مسیر رشد و پیشرفت می شود ، باید تجدید نظر نمود و چنانچه سلامت درون و بیرون زندگی فرد با وجودشان دچار آسیب می شود، باید به گزینه تغییر توجه ای ویژه نمود. در این مورد چنانچه شجاعت تغییر وجود نداشته باشد ، به خودی خود شرایط و وضعیت زندگی که محصور با محدودیت های بی کرانیست، سد راه شده و خمودی و کسالت را بیش از پیش وارد زندگی می نماید. 
اینجاست که گذر از حدود بیکران و غیر لازم ، شرطی اساسی برای سالم زیستن بوده و با وجود چالش ها و مشکلاتی که قطعا تغییر به همراه دارد اما در دراز مدت ، انرژی بسیار مثبتی به زندگی فرد تزریق می نماید.
دوستان به این وبلاگ خوش آمدید در اینجا انواع و اقسام مطالب را در قالب نوشته هایم می توانید بیابید و لحظه های خود را با آموزش سپری نمایید. پیشاپیش ازینکه بازدید می فرمایید سپاسگزارم. منتظر نظراتتان بوده تا این محیط را به فضایی گرم و صمیمی مبدل نمایم. لحظه هایتان پرامید
ضمنا آدرس وبلاگ دیگرم ghalamdarkub.mihanblog.com می باشد . لطفا بازدید فرمایید و به جمع ما بپیوندید. 
نوشته : ندا کوثری



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سرقت ادبی

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:پنجشنبه 29 بهمن 1394-11:29 ق.ظ

سلام خدمت خوانندگان محترم

متاسفانه چون مطلع شدم بعضی از سایتها اقدام به کپی کردن مقاله های اینجانب بدون کسب اجازه می نمایند ، تصمیم گرفتم چند خطی را خطاب به چنین افرادی بنویسم .

این وبلاگ همانطور که ملاحظه می شود ، با مضمونی معنوی است که سعی در هشیار کردن و آگاهی دادن به خوانندگان عزیز دارد تا لحظاتی را از فضای روزمرگی به درآمده و با خویش خلوت نمایند و تا اگر در کشاکش روزمرگی های زندگی از مسیر تا حدی خارج شده اند با تمرکز بر خود دوباره در مسیر صحیح قرار بگیرند زیرا ما انسانها به گونه ای هستیم که نیاز مداوم به بازنگری خویش داریم تا بتوانیم هدف واقعی از خلقت را که پروردگار منظورش بوده است، به منصه ظهور برسانیم . لذا از آنجایی که برگرفتن اثری بدون اجازه نویسنده ممنوع بوده و کاری غیر اخلاقیست و با توجه به مضمون مطالب و پاکی و خلوص مشهود در آنها ، زشتی سرقت مطالب این وبلاگ چندین برابر می باشد و من نیز به هیچ وجه رضایت خاطر نداشته ندارم و نخواهم داشت .

همچنین روی سخنم با یکی ازین سایتهای خبری بخصوص است که چنانچه به این کار ادامه دهد، اسمش را فاش نموده و مسیولیت ریختن آبرویش نیز به عهده خودش می باشد زیرا بارها نظاره گر بوده ام که با فاصله کمی از انتشار مطالبم ، اقدام به کپی کردن در سایت خود می نماید.

لطفا این هشدار را جدی بگیرید و رعایت فرمایید.

با تشکر. ندا کوثری نویسنده کلیه مطالب وبلاگ





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عاقبت روزی عیان خواهد شد

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:جمعه 23 بهمن 1394-06:09 ب.ظ

با باز نمودن این مطلب میخواهم شما خواننده محترم را چند لحظه ای به فکر دارم تا راجع به نقشه ها و تصمیم ها و ناسپاسی های هایی که در قلب و مغزتان به اشتباه جا گرفته است و شاید آنقدر غرق روزمرگی های دنیا شده اید که از زشتی شان غافل مانده اید، تامل فرمایید. 
منظورم آندسته از نقشه ها و تصمیمات نادرستی است که که در درون خود مخفی نموده اید تا در یک فرصت به ظاهر مناسب آن را عملی سازید ولی غافل از آنید که اینها به مثابه سمومی می باشند که هم درون خودتان را مسموم می نماید و هم می تواند زندگی افرادی را که مخاطب نقشه هایتان هستند، با مخاطره مواجه سازد. زیرا هر اندیشه غلط و منفی ابتدا درون آدمی را از آن پاکی و خلوص که مقصود خلقت بوده است ، دور ساخته و نتایج این امواج منفی ساطع شده ازین نوع افکار ، به جسم روح و روان آسیب می رساند. و اما از لحاظ فیزیولوژیکی چگونه روند این افکار به جسم لطمه می زند؟ در اصل در اطراف هر انسانی میدان الکترومغناطیسی وجود دارد که کل بدن را پوشش می دهد و با اینکه با چشم سر نمی توان دید اما وجودش به اثبات رسیده است. این پوشش که هاله نیز نامیده می شود به طور طبیعی باید قوی و محکم اطراف جسم باشد و از آن محافظت نماید و تغذیه آن نیز از انرژی های مثبت می باشد . بنابراین شما با در سر پرورندان مقاصد پلید و انواع فتنه های آسیب زننده ، به طور ناخودآگاه در خود انرژی منفی ، تولید می نمایید که این مغایرت با سلامت این هاله داشته و هر آسیبی که به آن وارد آید در ماههای آتی، در اندام های مختلف جسم ظاهر می گردد و از آن گذشته نه تنها خود را بیمار و فرتوت می کنید بلکه بروز انرژی های منفی در شما قابلیت سرایت به اطرافیانتان را نیز دارد و آنها را نیز درگیر می سازد و تازه این نتایج زیانبار جدا از آن زمانیست که شما آن نقشه و یا هدف نادرست خود را عملی می سازید و دیگر نه غیر مستقیم بلکه مستقیم و علنی به فرد مورد نظر ضربه وارد می نمایید. 
حال با این اوصاف آیا بهتر نیست از لطمات و زیانها ، به طور آگاهانه جلوگیری نماییم تا سلامت و شادابی زندگی هم برای خود و هم دیگر انسانها ، تضمین گردد؟  
اگر بخواهید هوشیار باشید به یاد میاورید که خداوند نیز به کرات انسان را تذکر داده و به او یادآور شده است که او از نهان و آشکار تمامی مخلوقات آگاه است و روزی بالاخره تمامی آنچه در سینه ها پنهان داشتیم عیان خواهد شد و ما در مقابل تمامی اندیشه ها و رفتارهایمان مسیول خواهیم بود. پروردگار در عوض چنین کینه توزیها و نفاقها همگی ما را به صلح و دوستی و سپاسگذاری از نعماتی که در زندگی یکایکمان ارزانی داشته است، دعوت نموده و ما را به کرات از ناسپاسی خداوند برحذر داشته است.
 کمی بیندیشدید مگر زندگی دنیا چقدر به طول خواهد انجامید؟ قطعا منطقی تر زندگی می نمایید...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عشق و یکپارچگی

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:چهارشنبه 21 بهمن 1394-09:32 ب.ظ

آیا تا کنون به راز سلولهای خود اندیشیده اید؟ همان رازی که انرژی سلولی نامیده می شود و سبب حیات سلولی می گردد؟

یک نوع از انرژی سلولی همان انرژی فیزیکی است که محرک می باشد و حرکت سلولی را سبب می گردد و نوع دوم انرژی خرد و حکمت خداوندیست که در درون تک تک یاخته ها نهفته می باشد .

مادامی که اجزای سلولی در مشارکت و توافق و یکپارچگی با یکدیگر و بالطبع با دیگر سلولها باشند مجموعه متشکله آنها که اندامها می باشند ، در صحت و سلامت کامل به سر برده و هر اندامی به طور دقیق وظایف خویش را به انجام می رساند و تنها در این صورت است که اجزاء سلولی در توازن با همان انرژی نوع دوم نامبرده بوده و آن را از بالقوگی به فعل می رسانند.

در اصل عشق کیهانی که در جزء جزء گستره پهناور هستی توسط آفریننده قرار داده شده است ، باعث نظم و وحدت همه اجزای آفرینش گشته و این نظام بی همتا را استوار نگه میدارد. تا زمانی که اجزاء سلولی در هماهنگی و همکاری و توافق با هم باشند همه چیز به خوبی پیش می رود اما به محض اینکه یکی از اجزاء سلولی تصمیم به تفوق و هجوم بگیرد و بر بقیه سلولها مسلط گردد تکثیر بی رویه سلولی و نشر سموم مختلف و در نتیجه ناهمانگی در بافتها ، ایجاد می شود و این همان است که در علم پزشکی از آن به سرطان یاد می گردد.

طبق تحقیقاتی که در معتبرترین دانشگاهای جهان صورت گرفته کینه و نفرت و خشونت نسبت به اطرافیان، از جانب شخص بیمار ، گستردگی و آشفتگی سلولی را مضاعف ساخته و اگر در این فرایند شخص بیمار عشق و بخشندگی را پیشه خود سازد و کینه و عداوت را به فراموشی بسپارد و خود را در عشق به دیگر مخلوقات سهیم نماید ، سلولهای فرد بیمار، به تبعیت از چنین عشق و وحدت و یکپارچگی صاحب جسم فیزیکی، شروع به روند بهبودی کرده و آرام آرام به سمت همان توافق و مشارکت اولیه که سلامت را به ارمغان میاورد، پیش می روند.

این قانون کاینات در مورد اجتماع و به طور کلی تر ، تمامی جهان نیز صدق می نماید به این معنا که هر فرد که در تعادل و توافق و حس وحدت با دیگر افراد جامعه باشد، سبب می گردد که آن جامعه به رشد و بالندگی برسد و همچنین اگر در کل جهان صلح و دوستی و همدلی موجود باشد و کشورها از نزاع و کشتار به دور باشند، سلامت زندگانی در خاک کره زمین، ساری و جاری می گردد.

در این راستا ، اصلی وجود دارد به نام شعور جمعی و بیانگر این است که تفکرات ما نه تنها به خودمان مربوط می شود و در ذهن خودمان ذخیره می گردد بلکه در اذهان تمامی انسانها نیز ذخیره می گردد و بر اوضاع و احوال همگان تاثیر گذار است. زیرا تمامی موجوداتی که در یک رده و نوع خاص قرار دارند از طریق حوزه مغناطیس با یکدیگر در ارتباط می باشند و هر کدام از دیگری اثر می پذیرد .

با این اوصاف بهتر است کمی بیشتر به چگونگی خلقت و قوانین حاکم بر آن بیندیشیم و آگاهانه زندگی نموده تا مسیر زندگانی هم برای خود و هم دیگران هموار گردد.

به امید تامل و آگاهی روزافزون...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کورکورانگی یا فهم و بصیرت . کدام هدف از خلقتت بوده؟

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:پنجشنبه 12 شهریور 1394-10:16 ق.ظ

چند روز قبل خبر درگذشت استاد مهر و عشق معنوی ، جناب آقای دکتر وین دایر را دریافت کردیم. 
اگر طالب عرصه مطالعه در زمینه های معنوی ، بوده باشید، قطعا نوشته های بزرگوار را مطالعه نموده اید. اکنون دنیایمان با فقدان یکی دیگر ازین اساتید روبرو گشته، فردی تاثیر گذار که در پیچ و خمدارترین و دشوارترین مسایل زندگی، رهنمودهایش چراغ راه بوده ، هست و خواهد بود.
استاد ، دشمن سرسخت جهل و کورکورانه عمل نمودن بود و در هر فرصتی با قلم توانای خویش، آگاهی و بصیرت را که هدف از خلقت وجودمان بوده است، گوشزد می نمود. 
دنیای امروز بسیار محتاج هدایت روحانی و معنوی و وجود گرانبهای اساتیدی ازین دست است و هر کدام از ما وظیفه داریم نه تنها در کسب آگاهی خود بکوشیم و در روشن کردن مسیر صحیح زندگی خویش، تامل کنیم، بلکه باید در هر جا و هر موقعیتی نیز به دیگر انسانها با آگاهی دادن به ایشان، به نوبه خود سهممان را به عنوان احسن الخالقین ، به انجام رسانیم و پر واضح است عاقبت کسانی که نه خود از این آگاهی ها سود می جویند و نه به دیگران اجازه رشد و پیشرفت می دهند و با اعمال زور و خشونت سد راه اطرافیانشان می گردند و غافلند ازین موضوع که این دو روزه زندگانی دنیا را نشاید که در نادانی به سر برد . چه بسا این روزهای گذرا نیز به سان برق و باد، در گذرند و تنها عواید مفیدی که می توان از آن سود جست، این است که بدانیم مسیر زندگی هر شخص به دلایلی روحانی تنها و تنها باید در دانش و بصیرت ، طی گردد تا هدف روح الهی از آفرنیشمان ، تحقق پذیرد. 
قطعا در این راستا می بایست به احتیاجات فیزیکی خود نیز اعتنا داشته و در جهت رفع آنها نیز تلاش نماییم چرا که داشتن حس آسایش و آرامش در ابتدا با بهره وری از امکانات دنیوی ، میسر می گردد اما نکته در اینجاست که افراط در برآورده سازی این حوایج است که آدمی را به کسب قدرت و شهرت ، سوق داده و وی را از مسیر راست منحرف می سازد.
بنابراین کنترل زیاده خواهی های نفس که خود را با اخلاقیات نامناسب ظاهر می سازد به همراه تلاش های درونی و بیرونی برای طی مسیر زندگی، همان است که من و شما به خاطرش در این مکان حضور داریم.
نوشته ندا کوثری



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به شهریور زیبا خوش آمدی

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:یکشنبه 1 شهریور 1394-08:39 ق.ظ


باد خنک صبحگاهی ، پوست نمناک از عرق شهر را می نوازد. دستش را لابلای موهای همچون تازیانه اش فرو برده و تار تار آنرا حس می کند.
شعفی بی پایان سرتا پای آن خسته از ازدحام را دربر می گیرد. آغوشش را می گشاید و بی درنگ ، نسیم روحبخش را با جان و دل پذیرا می گردد. 
چه زیبا و به جاست چنین نسیم ملایمی که از راه رسیده و چقدر جای جایش ، کوچه و خیابانش به چنین ملاطفتی نیازمند.
ساعت حوالی 5 صبح را نشان می دهد و در این نخستین روز از ماه پایانی تابستان،هر دو روی سکه با هم یکجا گرد آمده اند، طراوت و خنکی، گرما و عطش. 
کمی تامل کن در فیوضات . گویا خالق هستی برای هر چیز ، دو رو قرار داده که به ظاهر ضد و نقیضند اما در اصل جمع همین اضداد ، ماهیت وجودیشان را ایجاد و به آن معنا می بخشد. به ظاهر یکی از وجوه سکه ناخوشایند و دیگری دلپذیر است. اما حقیقتا که هر دو لازم و ملزوم یکدیگر بوده و بی یکی، دیگری بی معناست. اگر گرمای سوزان ماههای پیشین را تجربه نمی کردی ، اکنون چه تعریفی برای نسیم جانبخش این ماه و ماههای پاییزی پیش رو داشتی؟

پس خودت را بی اضطراب به آن مقدری بسپار که قبل از وجودت ، مقدمه بودنت را با قوانین بی  نظیر خویش ، طرح زده است و به راستی که چه زیبا و بی نقص طبیعت بی جان را جان بخشیده و همه و همه را مفید فایده برای یکدیگر آفریده است.
به شهریور زیبا خوش آمدی.
نوشته ندا کوثری





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نگاه همان نگاه است اما برداشت، درک و شهود متفاوت

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:پنجشنبه 29 مرداد 1394-08:33 ب.ظ

زیباترین دنیایی که نه می توان آنرا حقیقی و نه مجازی نامید ، قرار در فضای نوشتن به وقت بی قراریست. 
تنها جایی که مرز و محدوده ای ندارد و بی باک از چون و چراها و پاسخ دادنها ، می توان آزادانه در آن جولان داد.
سبک نگارش، از عمق وجود نشات می گیرد و تابع هیچ قاعده و قانون و شخص خاصی نیست.
 به اعتقاد صاحبان سبک، زیبایی هر نوشته از آنروست که از درون خود فرد بجوشد و الگوبرداری و مقلد بودن در این وادی ، بر پیکر ظریف خطوط ضربه وارد کرده و آن را ساختگی جلوه می دهد و این طبیعیست که چون از دل نیامده بر دل نیز نمی نشیند.
از مهمترین خصوصیاتی که هر فرد شیفته نگارش ، دارا می باشد، طرز نگاه متفاوت به مسایل است. او نیز به ظاهر همان می بیند که دیگران اما گویی نقطه پیوند جسم و روحش با دنیای بیرون، در جایی متفاوت از بقیه افراد ثابت شده است و همین باعث درک و شهود متفاوت وی گردیده است.
هنگام نوشتن ، قلب چنان پاک و بی آلایش در گرو الهامات است و از آن تبعیت می کند که گویی سالکی چشم بسته ، طی طریق نموده و  تنها با عشق فراوان به منبع الهامات ، راه را انتخاب نموده و به پیش می رود.
پس چه زیباست مراقبت از چنین موهبتی و نیالودنش به ناپاکی. در اصل شکر چنین نعمتی را تنها با استفاده صحیح از آن که یکی از راه هایش مطلع نمودن افراد و آگاهی دادن به ایشان است، می توان به جا آورد.
باشد که خیر و برکت روز افزون بر این قریحه خدادادی، جاری گشته و زمینهای خشک جهل را ، آبیاری نماید.
به امید بهره برداری فراوان 
نوشته : ندا کوثری



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عاقبت به پایان خواهد رسید این به ظاهر بی پایان

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:چهارشنبه 28 مرداد 1394-11:32 ب.ظ

زندگی در دلمان نقش خاطره می زند. گاه پر از سکوت و گاه پر هیاهو. هم تلخ و هم شیرین و ردی ماندگار در دنیا برجا می گذارد.
 ردی گدازنده که مرورش تا مغز استخوان نفوذ نموده و آن را از خود موثر کرده است. و چه زیباست جاری نمودنش از قلم بر کاغذ سفید که شباهت بسیارش به الواح پاک آدمی ، هنگام آفرینش را به یاد می آورد و اینکه چگونه پس از ورود به دنیای پر ازدحام ، از اشباح خیالی مسایل و مشکلات، لبریز می گردد و ناگاه روزی فراخواهد رسید که می بایست صفحات اندود شده با غبار را برجا گذاشت ، گذر کرد و به تجسم ابتدایی خویش بازگشت. 
آن هنگام به آدمی چه احساسی از تمام شدن بازی نقوش خویش، دست خواهد داد؟ حیرت، شگفتی ، ترس، شادی ، تاسف و یا غم و اندوه؟ 
بی شک در پایان کار تمامی این حسها ، ضد و نقیض به انسان هجوم خواهد اورد و او خود را در برابر بیهوده ای پرفایده و با هدف که نامش گذران چالش های زندگیست، می یابد و آنوقت به تازگی درمیابد که آسانتر و عاشقتر از این که زیسته نیز می توانسته بوده و زندگی کرده باشد. 
کمی تامل بر پایان داستان طولانی اما گذرای زندگی ، شاید بتواند اذهان آشفته و غرق در منجلابمان را آرامش بخشد و باعث شود با سکوت درونی بیشتری ، این دوره را طی نماییم. 
در اصل سزاوار نام آدمیست به هنگام گذران وقایع زندگی ، همانند ایفای نقش در فیلم، در عین شایسته زیستن اما آنقدر آن را جدی نپندارد که اصل وجودی خویش را ، شرایط زندگی خویش تصور نماید و بهتر این است اطرافیانش را همانند افراد همدوره ای بداند که وجودشان به دلیل کمک به طی مسیر وی می باشد و نه مقابل و مغایر با او. در این صورت است که کینه توزیها و دشمنیهای بی پایان تخفیف یافته و افراد به دلیل حضور خویش و همنوعانشان در دنیا بیشتر واقف می گردند.
نوشته : ندا کوثری



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لذت مطالعه

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:سه شنبه 16 تیر 1394-12:17 ق.ظ

آنکه آرام جانش مطالعه است میداند چه می گویم.
تنها چیزی که آرامش اهداییش جاودانه و تغییر ناپذیر است و هر گاه به سویش روی آوری ، نه تنها روبرنمی گرداند بلکه با رویی گشاده نیز ، میزبان لحظات غم و شادی است.
دنیایی بی انتهاست که هر چه بیشتر جستجویش می کنی ، در عین اینکه ابعاد ناشناخته بیشماری را درونش می یابی، اما لذت غورش را با هیچ چیز نمی توان مقایسه نمود و تنها از راه مطالعه است که آگاهی به انسان ارمغان داده می شود. 
در هر حالتی اضطراب را تخفیف داده و ذهنی باز و سرشار از معلومات مفید را ارزانی میدارد.
تنها مادی معنوی تبار است که می توان همیشه به او اعتماد کرد. از خیانت و تمامی صفات دون به دور بوده و انسان را از فرش به عرش می رساند.
بوی صفحات معطرش را استشمام کن و به تک تک سلولهایت تقدیم بدار . در میان انبوه کتاب در کتابخانه ها قدم بگذار و اجازه بده خستگی جانت را که از مسایل مختلف حاصل شده است، بزداید. با او انس بگیر . مطمین باش در این صورت ، نه تو را توان ترکش است و نه او تنهایت می گذارد. 
امتحانش کن و حس خوبی را که از جوارش درمی بابی ، گوارای دل و جانت بدار.
نوشته ندا کوثری



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باور و اعتقاد، تقدس یا تعصب

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:جمعه 12 تیر 1394-11:38 ب.ظ

موضوع تقدس یا تعصب افراطی که موجب خرافه گرایی می شود، در هر باور و اعتقادی در سطح کلان، جای بحث و گفتگو دارد.
ابناء بشر از دیر باز با عقاید متفاوتی زیسته و در راستای هر باوری، تمایل و مخالفت های بیشماری دیده شده است که این تمایلات و یا روگردانی ها باعث پیدایش حجم وسیعی از مطالب اغراق آمیز گردیده است.
طبیعتا افرادی که طرفدار ایده ای بودند ، در بسیاری از موارد جانب تعادل را نگاه نداشته و با شاخ و برگهای زیادی که به اعتقادات خویش داده اند، چه بسا باعث دخل و تصرفات نادرستی در اصل آن اعتقاد شده اند و این روند باعث اختلال در ریشه و بنیان تاریخی آن موضوع گردیده که نتیجه اش هم نقل قول های بی پایه و اساس بیشماریست که به صورت روایات قطعی و حتمی، با آن برخورد نموده ایم. 
پخش و گسترش چنین باورهایی سینه به سینه و نسل اندر نسل از فردی به فرد دیگر منتقل شده و نتیجه کار چیزی جز این نیست که افراد طالب حقیقت را نیز گمراه نموده است که البته این گمراهی که از سر ناآگاهی و نداشتن مطالعه پیرامون آن موضوع ، عاید شده، عاقبت مسلم پذیرش بدون تفکر می باشد و از آن بدتر این است که در این میان متاسفانه به افراد تحصیل کرده نیز برمی خوریم که از سر صرفا تقدس گرایی و ترس از موهومات ، به این عقاید دامن زده و آن را درست می پندارند .
در اصل خرافه گرایی از دسته اول که ناآگاه بوده و در خواب غفلتند ، ناشایست و هنگامی که از دسته دوم افراد ، سر می زند نه تنها ناشایست بوده بلکه در بسیاری از مواقع منجر به فجایع انسانی می گردد.
چه بسیار زندگیهایی که بر پایه سست و بی اساس چنین عقاید نادرستی، رو به زوال رفته و به ورطه نابودی افتاده اند و اشاعه دهندگان چنین مواردی از شکست چنین انسانهایی یا به سود خود استفاده کرده و مطامع دنیوی شان را ارضا نموده و یا به دلیل اینکه خود نیز از سر ناآگاهی مبادرت به گسترش این باورها نمودند ، روزهای تیره ای را به سان قربانیان مذکور ، می گذرانند که در هر دو صورت اجتماع از تعادل خارج گشته و چه بسا بزه به عنوان یک اصل معقول و منطقی ، رواج میابد .
در چنین شرایطی خود افراد آن اجتماع که غرق در این مسایل هستند نه تنها متوجه تیره روزیشان نبوده بلکه مدام سعی در گسترشش نیز دارند و این مصیبت را فقط کسانی درمیابند که از چنین اجتماع مسمومی فاصله گرفته و بی طرف به تحقیق و جستجو پیرامون آن مسایل بپردازند که البته در این صورت هم کار چندان، آسان نمی باشد زیرا حتی در صورت بیداری عده ای، مخالفتهای عموم مادام سد راه ایشان گردیده و مدام سعی در به انحراف کشیدن حافظه جمعی دارد.
پس چاره کار در چیست؟
چاره این است که می بایست هر فرد به خودی خود مسیولیت بینش و بصیرت خویش را به عهده گرفته و سعی و تلاش خود را در جهت بیداری ذهن خویش نماید. 
تنها در این صورت است که اذهان عمومی بیدار شده و اجتماع به سمت تعالی و رشد سوق یافته و دست افراطیون ناآگاه و سوء استفاده گران از دامان خانواده ها و اجتماع کوتاه خواهد شد.
بیایید از خودمان شروع کنیم.
نوشته ندا کوثری

 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معرفی کتاب

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:یکشنبه 7 تیر 1394-02:25 ب.ظ

درباره کتاب :زندگی بتهوون [vie de Beethoven].این، نخستین و مشهورترین اثر از سه زندگی­نامه­ای است که رومن رولان(۱)(۱۸۶۶-۱۹۴۴)، نویسنده­ی فرانسوی، نوشته است تا «انسان­ها بتوانند نفحه­ ی قهرمانان را تنفس کنند».زندگی بتهوون، که در ۱۹۰۳ منتشر شد،به درستی مهیج­ترین اثر رولان تلقی می­شود.. و شامل داستان زندگی بتهوون و گزیده­ای از نوشته­ ها و نامه­ ها و اندیشه­ های اوست.در این اثر، زندگی مردی بیان شده که همواره رنج برده است: از کودکی غم­ انگیز فقیرانه­ اش تا بیماری درازی که او را به پای مرگ کشاند. این زندگی گویی داستانی از آرزوی شادمانی است که سرنوشتی متناقض، سرسختانه بدان خیانت ورزیده است؛ سرنوشتی که با بیمارهای مداوم و بی رحمانه، با آن ناشنوایی که در بیست و پنج سالگی او را مبتلا ساخت و تا پایان عمر شکنجه­اش داد، روی نمایاند. و «آن هنگام که بتهوون زیباترین آثار خود را می ساخت به منتها درجه رسید و او را «محبوس در چهاردیوار درون خود» و تنها، آن گونه که به ندرت برای کسی پیش می­آید،بی هیچ عشقی، و تا آخرین لحظه غوطه­ ور در فقری شدید، بر جای گذارد. رومن رولان عاشقانه به بیان مصیبت چنین زندگی ای پرداخته و تمکین بتهوون را در پذیرفتن سرنوشت خود،حال آنکه در عمق وجودش و در تمامی آثارش توفندگی عصیان احساس می­شود.رومن رولان، در این کتاب، تعریفی تازه از قهرمانی به دست میدهد«تنها کسانی را قهرمان می­نامم که گشاده دل­اند»؛ در نتیجه، به بتهوون در مقام انسان و به حسنهای او جایگاهی برتر اختصاص می­دهد،تا به بتهوون در مقام مونسیقی­دانی بزرگ. در عصری که «هنر برای هنر» را ستایش می­کردند، رومن رولان، به عکس، اهداف «معنوی» هنر را باور داشت و از آن سخن می­گفت. زندگی نامه­ی بتهوون از نزدیک،اما بی هیچ توقفی، داستان مهم ترین قطعات ساخته­ی بتهوون را دنبال می­کند؛ منبع الهام و منشأ و مورد سیاسی آنها را ذکر می­کند. همین قطعات موسیقی است که باید برترین و قطعی­ترین دلیل قهرمانی را، که به بتهوون امکان داد تا از سرنوشت خود نیرومندتر باشد، به خواننده نشان دهد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اعتماد یا بی اعتمادی؟ کدام درست است؟

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:سه شنبه 1 اردیبهشت 1394-12:39 ب.ظ

در دنیای امروز با این همه رنگ کدامین درست و کدامین اشتباه است؟ آیا می بایست اعتماد کرد و یا به هر کس و هر چیز از زاویه بی اعتمادی نگریست و با خوره شک جان و تن را فرسود؟
مسلما در مسایل بزرگ و انتخابهایی که منجر به عوض شدن مسیر زندگی می گردد باید تا حد ممکن ، عقل را دخیل کرد و بعد اقدام به تصمیم گیری نمود . اما مهم آن است که آیا عقل به تنهایی می تواند راهبر بوده و موفقیت حتمی را بی آزمون و خطا رقم زند؟ 
پاسخ منفی است زیرا درست است که عقل برای گذران مسایل دنیوی به عنوان هدیه ای گرانبها به آدمی داده شده اما در اصل به تنهایی قادر به تشخیص تمامی زوایا نیست.
پس راه درست کدام است؟...
تجربه نشان داده در هر تجربه ای درصدی خطا و اشتباه وجود دارد تازه اگر بشود به معنی واقعی کلمه نامش را خطا گذاشت زیرا درست و نادرست بودن در این دنیا تنها واژه ای بیش نیست و مفهوم واقعیش نسبی می باشد و هیچ گاه نمی توان به طور صد در صدی چیزی را درست یا اشتباه دانست تنها چیزی که مطرح است و حقیقت دارد این است که ما برای کسب تجارب مختلف اینجاییم پس نباید حتی در صورت شکست فرضی نیز ، قافیه را باخته و خود را ببازیم و ادامه راهمان را صعب العبور سازیم. تنها کاری که می توان کرد و شرط عقل نیز می باشد این است که عقل و دل را در کنار هم گذارده و نتیجه را ارزیابی کنیم . چرا که بسیاری اوقات ، عقل بدون احساس راه به جایی نمی برد و چه بسا در بسیاری زمانها دل فرد به او دروغ نمی گوید. اما از طرفی نیز ممکن است با وجود به کار گیری تمامی مهارتها و در نظر گرفتن تمام جوانب و قرار دادن عقل و دل در کنار هم، باز هم فرد به نتیجه مطلوب و مورد نظر دست نیابد . در اینجا تنها کاری که می توان نمود این است که اگر تمامی جوانب احتیاط را در نظر گرفتید و در صد عقل و قلب را به طور متعادل به میان نهادید ، دیگر خود را بیش از حد با نتایج حاصله ، درگیر و گرفتار ننمایید زیرا شما به حکم انسان بودن ، وظیفه خود را و در واقع سهم خود را در انتخاب به نحو احسن انجام داده اید . پس سعی کنید آرامش و آسودگی درونیتان را حفظ کرده و نتیجه را به کاینات بسپارید . مطمین باشید قطعا انرژی مثبت آزاد شده از سوی شما، به هیچ وجه نابود نشده و نادیده گرفته نمی شود و یا در همان مورد و یا موارد بهتر به سویتان باز خواهد گشت. تنها کافیست به شعور بیکران هستی اعتماد کنید... آری اعتماد...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روش بالا بردن آگاهی ( بخش دوم )

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:شنبه 29 فروردین 1394-03:57 ب.ظ

نکته مهمی که باید در کنار پرداختن به درون ، به آن توجه نمود آنست که باید بدن و جسم فیزیکی را نیز به عنوان درگاهی مقدس برای اتصال به هستی، ارج نهاد و به آن رسیدگی نمود.
گاها مشاهده می کنیم که افراد به غلط می پندارند ، معنای به درون نگریستن، این است که به کل از جسم مادی دست کشید و نیازهایش را بی جواب گذاشت . در صورتی که واقعیت آن است که این جسم هدیه ای گرانبها و مقدس از جانب شعور و آگاهی بیکران هستی به انسان ودیعه داده شده تا از طریق آن بتواند تجارب لازمه را در دنیا کسب کرده و به افق های بالاتر و قرب الهی دست یابد.
سرکوب کردن و بی توجهی از اشتباه ترین طرز تفکرهاست بلکه باید فرمان غرایز را به طور هوشمندانه و با آگاهی و با حضور مستمر داشتن در لحظه، در دست داشت تا در جهات اهدافی که پروردگار ما را مامور به انجام نموده است، حرکت کرده و به سر منزل مقصودمان برساند.
خلاصه کلام آنکه به یاد داشته باشیم برای ورود به معبد مقدس جان باید از دروازه آن عبور نمود که همان بدن مادی می باشد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روش بالا بردن آگاهی ( بخش اول )

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:شنبه 29 فروردین 1394-09:52 ق.ظ

طبق وعده داده شده در دستنوشته قبلی ، برآن شدم تا راهکار مفید و ساده اما در عین حال قابل توجه را برای بالابردن سطح آگاهی یاد آور شوم.
یکی ازین راه ها این است که انسان توجه خود را از بیرون به درون معطوف نماید . اینکار باید با تداوم بوده تا نتیجه دلخواه حاصل شود. به این صورت که لازم است شخص هوشیارانه سعی نماید خود را به جای آنکه به بیرون از بدن و مسایل و چالش های دنیای بیرون ، متمرکز کند، توجهش را به درون و دنیای درونی خویش ثابت نگه دارد . تنها اینگونه ممکن است که از سطح ذهن و دستورات و مشکلاتش رها شد و به سطوح بالاتر ذهنی دست یافت. اینکار آگاهی فردی را بالا برده و فرد را از درگیر بودن در فرکانسهای ضعیف مادی رهایی می بخشد. 
بهتر است روند کار شخص در ابتدای امر که کارآزموده نیست و تبحر چندانی در پرداختن به درون ندارد، در سکوت و خلوت صورت گیرد . به طوری که فرد تمام توجه خود را به لحظه حال معطوف و تماما سعی در هوشیار بودن در لحظه را داشته باشد. این ممارست باعث می گردد انسان هر چه بیشتر خود را همگام با جریان طبیعت و هستی بیکران ، یافته و از هیاهو و جنجال های پایان ناپذیر دنیای مادی، به دور ماند. 
به مرور که عادت به انجام روزانه این تمرکز درونی و ساکت کردن صدای ذهن صورت گرفت، فرد قادر است در هر موقعیتی دیگر نیز ، دسترسی به سکوت درونی داشته و خود را هر چه بیشتر از لحظه حال سرشار نماید. چرا که شاه کلید موفقیت یعنی بالاتر رفتن از ذهن مشغول و بیدار شدن آگاهی کیهانی در وجود آدمی و دانستن این نکته که هر فرد به طور جداگانه قطعا با نیروی کل و هستی بیکران کاینات، در ارتباط مستقیم بوده و از آن ناحیه هدایت و کنترل و محافظت می گردد، هم سبب بروز آرامش درون و برون برای فرد می شود و هم سبب می گردد فرد، سکان کشتی زندگی خود را در دریای پر تلاطمش بهتر هدایت نماید.
در این روند افسوسهای گذشته ، نگرانی و اضطراب برای آینده و عصبانیت در زمان حال به طرز چشمگیری کاهش یافته و فرد احساس آرامش محسوسی را در زندگی خود می نماید که به تبع آن ، اطرافیان نیز از آن بهره مند می شوند.
پس به خاطر داشته باشید که راز آرامش و کسب موفقیت در این دنیا، در لحظه زیستن است. سعی کنید تمام حواس خود را مشغول کاری کنید که در لحظه حال مشغول انجامش هستید و از هر فراغتی استفاده نموده و این مهم را تمرین نمایید . 
یکی از بیشترین فراغتهای اجباری که در سطح شهری موجود است، وجود ترافیک و صفها و در انتظار ماندنهاست که می توان از همین سطوح شروع نمود و به وقت قرار گرفتن در چنین موقعیتهایی سریعا توجه خود را به دنیای درونی خویش متمرکز نمود . این کار به مرور باعث می شود فرد مانوس به صدای سکوت درون خویش گردد که در این حال آرامش به ارمغان آمده نیز خالی از لطف نیست.
ادامه دارد...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

راز جذب کسی شدن ، برقراری ارتباط و حفظ و تداوم آن

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:پنجشنبه 27 فروردین 1394-10:30 ق.ظ

تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که چگونه جذب کسی می شویم ؟

حتما هر کدام از ما بارها و بارها در برخورد با افراد مختلف ، دریافته ایم که گاه در برخورد اول کسی به اصطلاح به دلمان نشسته و گاه فردی نیز به سرعت ما را مشمیز کرده چنانکه حتی دیگر به ارتباط با وی در دفعه دوم و سوم هم نیندیشیده ایم.
چه رازی در جذب شدن انسانها به هم و برقراری ارتباط بینشان نهفته است؟
پاسخ در میزان سطح آگاهی روحی و یا همان بیداری روحی است که به بیداری معنوی نیز تعبیر می گردد. خفتگی روحی یا پایین بودن میزان آگاهی فردی ، همان است که آدمی را مادی گرا، تجمل پرست کرده و در قید و بند زنجیرهای دنیایی نگاه می دارد و بر عکس بیداری روحی و یا بالا بودن سطح آگاهی فردی ، انسان را رها و آزاد از قیود دست و پا گیر دنیا کرده و چنین فردی با دیدی متفاوت و آگاهانه به زندگی خود و دیگران نگریسته و سعی دارد در هر شرایطی با انطعاف خود ، هدف از بودن خود را در این دنیا به بهترین شکل به منصه ظهور برساند.
بودن در کنار چنین افرادی باعث نگرش مثبت ، آرامش و با انگیزه زیستن می شود و حتی می توان گفت فردی که خود از مراحل بالاتر آگاهی برخوردار است، در همان مرحله اولیه دیدار با فردی که تشابه زیادی با او دارد، به سرعت جذب وی می گردد و ارتباط این دو از سطوح مادی فراتر رفته و قلب دو فرد ، فرمان نزدیک شدن آن دو و تداوم رابطه را صادر می نماید.
برعکس آن نیز که مصداق بیشتری در جوامع امروزه بشری دارد، گرایش به مادیات و دلخوش بودن به اهداف پوچ و ازبین رفتنی مادی می باشد که افراد با این دید و نگرش نیز به سرعت جذب یکدیگر شده و در اثر چنین جذبی، انرژی و فرکانس ضعیف آنها با یکدیگر تقویت یافته و همانطور که شاهد هستیم، تبدیل به اعمال و رفتار خانمان برانداز ، حتی در سطح جهانی می شود.
اکنون این سوال پیش میاید که بروز آگاهی و ایجاد آن از چه طرقی بهتر امکان پذیر است؟ 
در نوشته بعدی مفصل به این موضوع خواهم پرداخت.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تحول در سال جدید

نویسنده :ندا کوثری
تاریخ:شنبه 15 فروردین 1394-11:42 ق.ظ

امروز قصد دارم به نکته ای اشاره کرده که رعایت و نزدیک شدن به آن، تحول عمیقی را در زندگی سبب می شود و آن همانا ایجاد حس سرزندگی و عشق سرشار به کار و فعالیت است که در نتیجه داشتن این انرژی مثبت ، آدمی قادر است از هر لحظه خود در این دنیای فانی به نحو احسن استفاده نموده و با دیدی مملو از قدردانی به خاطر داشتن هدیه زندگی ، آرامش را به خود و دنیای اطرفیان ، وارد نماید.
داشتن آرامش یکی از عمیق ترین احساسات انسانیست و تنها و تنها زمانی مفید فایده و پایدار خواهد بود که از درون فرد، برخیزد . چرا که داشتن آرامش به واسطه ابزار بیرونی ، قطعا با زوال آن ابزار نیز ازبین خواهد رفت و تنها آرامشی که با هیچ چیز متزلزل نمی شود ، حس آرامشیست که از درون فرد برخاسته باشد.
حال مهمترین سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چگونه می توان به چنین امنیت و آرامشی دست یافت؟
پاسخ در حس قدردانی، قناعت و خشنودی از داشته هایی است که هر فرد به طور قطع از آن دارا می باشد. تنها کافیست با سپاس به داشته ها نگریست و با حفظ آرامش برای نداشته ها تلاش نمود به طوری که بتوان دارایی ها را که گنج داده شده به انسانهاست حفظ نمود نه اینکه در جهت رسیدن به آمال و آرزوها ، داشته ها را نیز نادیده گرفت و از نعمتش غافل بود.
در سالهای اخیر تحقیقات بیشماری در زمینه نتایج تجارب افرادی که به طور موقت مرگ را تجربه کرده و مجدد به زندگی بازگشته اند، در معتبرترین مراکز پژوهشی جهان، انجام شده است. از بارز ترین نتایج این تحقیقات ، افزایش شوق و میل به زیستن در افرادی است که شانس دوباره برای زندگی به دست آورده اند. این به آن معناست که خرد انسان که در لحظات عادی اغلب ، خاموش است ، به واسطه تلنگرهایی در ناخودآگاه فرد در لحظات نزدیک به مرگ، انگیخته شده و در اصل شوق و میل وافر به زندگی ، نتیجه مستقیم روشن شدن چراغ آگاهیست. 
این در حالیست که بیش از نیمی از مردم دنیا به روش ذکر شده قادر نیستند به چنین تجاربی دست یابند، پس یک راهکار این است که مدام در پی افزایش سطح آگاهی بوده و با وسایل گذاشته شده در دسترس که مثالی از آن کتاب است، مادام  در پی افزایش آگاهی باشیم. زیرا به هر حال چه خوشایند و چه ناخوشایند ، چه دانسته و چه نادانسته ، هر شخص مامور انجام یک سری از کارهایی است که تا آنها را به انجام نرساند و در طی مسیر زندگی ، تجاربی را کسب نکند ، ازین مقال بیرون نخواهد رفت. پس بهتر است تا فرصت باقیست با اراده شخصی و میل و اشتیاق به این مقوله پیچیده و بی انتهای زندگی سامان داده و سهم خود را با کسب آگاهی چندین برابری ، به انجام برسانیم.
نوشته ندا کوثری



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3